ایتام آل محمد(ص)

نسل جوان

تابستان سال98ش حوالی ساعت یک بعد از ظهر روزی داغ

در میدان هفتاد و دو تن قم المقدسه با راننده اتوبوس سر کرایه

چانه می زدم پنجره های ماشین باز بود و پسرنوجوانی مشغول

خوردن یخ مک درست قائم و بالای سربنده تا اینکه آمدم داخل

آن ته ها جاگیرشدم ( کنارخوابگاه شاگرد شوفر)

دیدم اماسیدمعمم و میان سالی از ابتدای ردیف با ایما واشاره به من

می فهماندکه عمامه ات را نگاه کن!؟

راستش دیگرچیزی از سفیدی بدان نمانده بود و به مدد یخمک آب

شده پرتقالی اش می زد.

اول خواستم بروم سراغ پدر بچه داد و بیدادکنم که این چیه تربیت

کردی اما ناگهان دیدم ابوی او یک پایش اش فلج هست و به زور

ساک مسافرتی شان را جابجا می کند.

با خودم گفتم:ای بابا پارچه این دستمال سر توهم که وال نیست

یک ملافه کهنه و نخ نما است.جوش چی رامی زنی؟ هر چه شسته

و کهنه ترشود کمتراز هم وا رفته بهتر هم هست پس و دست

آخربه جای خود برگشته لباس های طلبگی را کلا کندم و شدم

یک پاشخصی.تا اینکه رسیدیم به ترمینال جنوب تهران و از

پله های آن به سطح خیابان مشرفی که معمولا ابتدای اش جای

بساط دستفروش ها و آخرش ایستگاه تاکسی خطی آزادی

تهران پارس باشد.چشمتان روز بد نبیندچند لات قمه کش کل

گذر را بند آورده بودند و در انتقام برخورد تندمامورنیروی

انتظامی به چندساعت قبل با خودشان همان شیخ همسفرما

را خط انداخته نقش زمین کردند و بقیه مردم عادی ازجمله

مرا ترسانده فراری دادند.دراین میانه پدرمعلول کودک

مذکور عقب افتاد و ازترس اینکه بچه زیرماشین نرود دست

او را گرفتم.طفلی خیلی ترسیدیک جورعجیبی نگاهم می کرد

که قابل توصیف نیست.بی اختیار اما یاد جملات حضرت استاد

آیت الله علوی بروجردی(دامت برکاته)درباره ایتام آل محمد(ص)

افتادم.آره این جور اطفال ذات پاکی دارند و شایسته گذشت

خطاها محبت اند وبس.

پس دستش را بوسیده بستنی برایش گرفتم تابابایش لنگان

لنگان به ما برسد.

من مصلوب

دخترم ببخش من مصلوب را که اختیار دست خود را ندارد

چه رسد به یاری واجب تو.

در این عصرغیبت به هر طرف که متمرکزمی شوم و به

سنت ابراهیمی دیالیکتیک اندر موضع استماع سخن

هر نحله که می نشینم جز وحشتم نمی افزاید و عمق

درک چنان حقیقت ام بالا نمی رود که چرا بعد از ظهر

عاشور آن زیباترین روح پرستنده(ع) به اهل حرم

فرمود:و علیکن بلفرار

چه قراری!؟وقتی حال هم با وجود او که کاری کارستان

می تواند بکند خود ملقب به فرید طریداست...(عج)

فقط جان بابا این اشک ها که می ریزی و شاید برگونه

من هم واضح بیابی چون که یارای پاک کردنش دیگر

ندارم نثار غم نان و مابقی شداید دنیا نکن.

چنین دری را فقط به نیت فراق ثارالله (ع) ببخش

شاید و باید که خدا به حرمت حضرتش رحمی به

ما هم کند همچون صاحب زیارت ناحیه مقدسه

که هر روز و شب اش به چنین منوال می گذرد.

اَلسَّلامُ عَلَى الدِّماءِ السَّائِلاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْأَعْضاءِ الْمُقَطَّعاتِ

کیس مناسب!؟

کیس

آری عقاید آدم مومن هم مثل کیس کامپیوتر دگمه پاور و

ریست داره (الحمدالله و استغفرالله) منتها دستگاه عمری

جماعت جدای از تمام ایرادها که برای مرام های دیگر بر-

شمرده در ادامه می آید با هر با ر ریست بجای خلاصی صرف

از هنگ به تنظیمات اولیه کارخانه برمی گردد و کل موجودی

هارد شما را پاک می کند...

مسیحی دی دی آر وان و اکس پی هست (فیض محور)

یهود به علت ضعف پاور زود داغ می کند(شریعتمدار)

کافرهم که کلا خاموش و...

حالا ویندوز ده و مادربرد کارت گرافیک عالی مخصوص بازی

هم پاور گیرن و...کیه!؟ یاعلی(ع) سیستم تو رو عشقه(شیعه)

عشق چهار عنصر اصلی

شمایل

آب باد خاک و آتش را چهار عنصر اصلی گویند و اندر ایران باستان نیز

توجه به اینها از ارکان و اسلوب مذهبی حساب می شده است.

در ماجرای اولین نزول آیات وحی الهی به حضرت موسی کلیم(ع)

به قرآن صحبت از حکم در آوردن کفش به وادی مقدس و دیدن

آتش می شود...

این خود کنایه تیز هوشانه است تا انسان را متوجه سازد:جهت نیل

به ماوراء اصل چنین عناصر یا موجوداتی که خمیر مایه ایشان از آن

باشد بس تاثیرگزار هست.

تخت بلقیس و داستان قالیچه پرنده متکی به عنصر باد است.

نوستاراداموس هم به واسطه آب پیشگویی می کرد (مورد او

قوی تراز بقیه می باشد چون به تعبیر خدای متعال:وجعلنا من

الماء لها کل شیحی و نیز آب مهریه حضرت زهراء(س) است

و در بین اینهااولاترین)

خاک هاهم در نظر اهل دقت از جنبه هوشمندی متفاوت اند و

مال کربلای معلی در بین ایشان اولا باشد (قصه سپردن قطعه ای

از خاک کربلا توسط نبی اکرم(ص) به ام سلمه و اشاره به اینکه:

روزخون شدن اش مصادف با واقعه کربلا یعنی شهادت فرزندم

حسین(ع) خواهد بود)

وآتش اهورایی چنان که قبلا هم اشاره شد نماد آیین آشو زرتشت-

(ع)و...یعنی استفاده پایه ای از اصل چنین عناصری اندر راه فهم

ماضی و بعید بهر شخصی که مضارع و درحال است کاربردی می باشد.

اما حتی هر آنچه با پایه این عناصر دگر دیسی و به گونه متفاوت خلق

شده چنین هستند.

آتش خمیرمایه خلقت جن هست و لذا یکی مثل الحضرت(پیشگوی

عهدعباسی) اندر کتاب العضیف خود داعیه فهم آینده با واسطه گذشته

و عهدی را دارد که جنی جماعت بر زمین تسلط داشته و اکثریت بودند.

خاک اما مطابق قرآن پایه بنیادی خلق نوع بشر بوده و علم تله پاتی

یعنی ایجاد پیوندهای متافیزیکی بین مدیوم و گیرنده که زیر نظربردن

او ازجانب چنین استادی معنا می دهد دانش مورد قبول حتی مراکز

علمی هست که بر محوریت مبانی رایج سکولار غربی می باشد.

روح مجرد اما بعنوان آنکه نه از این چهارعنصر اصلی بلکه تجلی دهنده

خویش در چشم آدمی بواسطه آنها و همه دیگر مشتقاوت و زیرمجموعه -

اش می باشد هم می تواند اسباب پیش گویی بگردد.چنانکه بسیاری

ازانسان ها ی حی با دیدن خوابی خاص از عزیزان فوت شده خود باور

دارند ممکن هست اتفاقی مخصوص در زندگی حاضر آنها بیفتد...

عالی ترین چهارعنصر مذکور خاک است. چراکه شان استفاده بعنوان

بستری که روح خدا در آن دمیده وحضرت آدم (ع) را خلق کرده دارد.

اصلا نقطه تلاقی دوعنصر خاک مادی و روح معنوی باشد که اشرف

مخلوقات را می سازد

خوب وقتی مطابق روایات شیعی خاک کربلای معلی حتی قدیم و

مقدم بر مکه مکرمه و دیگر مشاهد متبرکه از خود بهشت آمده

نیز انوار مقدسه اهل بیت (علیهم السلام) قبل خلقت آدم از باری

تعالی و به اذن او مجرد و به طاق عرش خود نمایی می کردند وجود

مطهر این چهارده نورمقدس (علیهم السلام) سنگین و رنگین ترین

منبع رفع حوائج آدمی به اذن الله ولو با ضرورت در شکستن عنصر

مکان و زمان می باشد.توکلت الی الحیدر

از شراره تا ستاره ها

پوست آهو

یا ضامن آهو مدد

چه چشم اصطلاحا شو ر آدمی چه میل جن شر در ایجاد

ارتباط با نوع بشر که معمولا بر نیت تسخیر نهایی تن

او صورت می گیرد ابتدا با علائم فیزیکی از ناحیه

نگاه مذکور روی سوژه تبلور می یابد و البته یکی

از قرارگاه های اصلی شان به مور د عفریت گاه تنهایی

آدم در حمام یا موال است و...

خوب این چشمک چگونه دفع می شود مگر تمرکز

زدایی از حاصل فعل فاعل بر روی مفعول قصه

یعنی دقیقا از همین رو باشد که دوای چشم شور

سنگ نظر سیاه (گوزنظر) با نقطه های متعدد سفید

و از علاج های جن زده دعای مخصوص بر پوست خال

خالی آهو است.

اگر کار چشم شور و جن بد را به شراره آسمانی تشبیه

کنیم کنش متقابل و البته مناسب دقت در کل ستارگان

آسمان بود تا اثر روانی سوء اولی را هضم کند و تعادل

ذهنی به وجود آورد.ذکر خدا هم در همین جهت باشد

چه او درجایگاه خالق کل هست.الا به ذکر الله تطمئن القلوب

محمد علی طاهری

با آرزوی نابودی جن گیری که جای زدن در

بطن چپ آلت عفریت به نبض او چسبید.

(مطابق روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)

دریچه سمت چپ دل جایگاه اجنه شر است

و لذا جن گیر مومن در عین ذکراعظم که یاد

الله وآل (علیهم السلام) باشد شوک از بهر

خروج ملعون مذکور را بدان وارد می کند. اما

اگر باور لائیک داشته باشد عین اطباء صرف

مادی در این مرض هم به نبض می چسبد)

و بعد بوقی در ایران اینترنشنال نمایان

شده (مهر1401) با بهانه سود جویان از

دین باورمندان حقیقی شریعت را بی تمیز

اهل فیض در عین خواب مخاطب عوام

دور می زند و بدین سان اجو ا جو می کند...

(کنایه ازخودنمایی)

دخیلک یامولا

شمایل علی(ع)

با آرزوی برداشته شدن هم و غم از دل اهل ایران و شیعیان مولای

موحدان امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیزایجاد اسباب راحت

ایشان در عین تفاوت سلایق حال به هر طریق مدنی و مشروع در متن

وقایع تلخ سیاسی مهر1401ش به عین حفظ تمامیت ارضی کشور

دخیلک یا مولانا علی بن ابیطالب(علیه السلام)

ماه تابان دو عالم علی است...بعد شمس نبوی او ولی است

نور احمد می دهد با انعکاس...برفروزد هر که را مشتری است

بنده رب و خدای دلبری است...مست ازلی از جام سرمدی است

دست حق بهر خلایق مددی...ناجی دین لقب اش حیدری است

دخیلم یا ساقی ای کننده درخیبر...

سروده شیخ سعیدحریری اصل

حاج آقا من المومنین

عند المومنین فرشید منافی

آهای تویی که هر هفته خدا یادی از حاج آقا

عندالمومنین می کنی (فرشیدمنافی رادیو

فردا)سالی یک دفعه هم محض رضای هم

او ذکر خیری از من المومنین کن البته اگر

واقعا ریگی به کفش نداری...

(عندالمومنین یعنی کسی که موازی آنها است کنایه از

منافق.من المومنین امابه جزء ایشان گویند)

امثال همفکران منافی به بهانه مخالفت باجمهوری

اسلامی به خوداجازه می دهند نفس مذهب راهم

ضمن مواضع خویش به مسخره بگیرند که ضد

اخلاق انسانی مجرداست

والاتبار محمد

گنبد خضراء

تقدیم به پیشگاه ختم المرسلین محمود احمد محمد(ص)

مصادف با17ربیع الاول1444ق.سروده سعیدحریری اصل

کامل شده چون دفتر انجم حسب نام محمد

ای لب بکش اش کل چه تبسم زده بر کام محمد

سائل منم و او که غنی پیشه دهراست

حاتم به یقین خورده نان در قبل خان محمد

اغیار بر خیرند نجوم و فقط اش آل محمد

(حدیث منتسب به پیامبرنزدجماعت عمری:اصحابی کنجوم)

ورنه رمع نعثل و بوبکر نخوان یار محمد

زهرا دخ در دانه که خود مادر بابا است

سیبی ز جنان بود که خوردش دندان محمد

چشمه است یقین گفته الله ولی جام محمد

جبریل بیاورد و همه ریخته در فال محمد

سلمان که شنیدی یکی مرد عجم بود

حالا بنگر گشته به اهل و در انساب محمد

حیدر پسرعم وی و نیست مگر جان محمد

چون یک تن واحد به دو بود مال محمد

دانی که اویس قرن اش حب چه می داشت

آن خال لب شاخص و صورت چون ماه محمد

شبربه شبرش اخ و هم هر دو ز اولاد محمد

(شبروشبراولی بافتحه دومی ضمه:حسنین(علیهم السلام)

میثم که به مقداد رسید از قبل کارمحمد

اللهم صل الی محمد وآل محمد

چهارده نور مقدس

شمایل علی(ع)

تقدیم به نورهای طاق عرش قبل خلقت فرش:

نیستم طالب فیض غیر توان عبرات

چهارده امکده و کهف امان حضرات

عمر نوح اش اگراز دست قضا بازدهند

نکنم جز به فداشان همه این سنوات

در خرابات مغان نیست رهی بر ظفرات

گر نشان اش ندهد پیر مقام ثمرات

حالیا گوش کن ای سالک از ساعه شنو

نی ندانست مگر ضبط مقام نغمات

اسالک ان تدخلنی فی جمله العارفین بهم وبحقهم

(فرازی ازدعای جامعه کبیره)سروده سعیدحریری

ظفرات:جمع ظفروپیروزی

عبرات:قتیل العبرات لقب حضرت حسین شهید(ع)به معنی عبرت

پیرمغان:لقب مولای موحدان علی(ع)درشعرحافظ

نی:سازبادی مادر

جلولا

هرمزان سردار ایرانی

تقدیم به جناب هرمزان سردار نبردجلولا:

هرمزان سردار ایرانی چون به اسارت در آمد و مقابل خلیفه

ثانی عامه عمر بن خطاب در مدینه النبی دست بسته زانو زد

از خوردن آب به ظرف مخصوص سگ قبل ازاعدام اش امنتنا

ورزید و همین امر در عین درایت امیرمومنان علی(ع) با

استدلال متین و انساسی ثانی را مجبوربه کرنش در قبال

حکم قتل وی و عقب نشینی از آن کرد.

خوب و در هر حال متن این قصه که مورد قبول علما و درج

شده بعضی کتب بکری می باشد ثابت می کند بر اساس سبک

عمر زندانی حتی محکوم به اعدام دارای حقوقی می باشد که

رعایت آن از برای حاکمیت با داعیه اسلامی واجب است.

این همه در حالی است که باز جماعت عمری خود از آزار شدید

مسلمین حتی بعض اصحاب نبی(ص) در زندان های رژیم

معاویه خبر داده اند....

به دیگر سخن معاویه رد و رفض کننده سنت عمر هست.کاری

که وقتی از طرف شیعیان اهل بیت(علیهم السلام) رخ

می دهد تندرویان اصطلاحا سنی حکم به قتل ایشان می دهند

اما در مورد خال المومنین خویش(لقب پدر یزید نزد عامه) زیر-

سبیلی و در اوج دوگانگی نادید گرفته هرگونه ان قلتی نسبت

به وی را جایز ندانسته و راه نمی دهند.

ألا لعنت الله علی القوم الظالمین من الأولین و الأخرین .

اصل امتحان

آیت الله علوی بروجردی

سال ها پیش (دهه70ش) فرزند فقید آیت الله سید محمد جواد علوی -

بروجردی(دامت برکاته) به حقیر گوش زد نمود:خوب دقت کن که

ابوی کی تو را امتحان می کند...!

راست اش مدت زیادی با این سخن درذهن خود دچار تنش بودم

مخصوصا اینکه عمر گوینده دیگربه دنیا نبود و شخصیت بسیار پاک

و مظلوم آن سید همیشه در قاب خاطراتم پر رنگ جا دارد

(رحمت الله علیه)

تا اینکه شبی ازماه رمضان 97ش در میانه مجلس روضه ای که به بیت

شریف ایشان در قم المقدسه جریان داشت دیدم زیر چشمی به حقیر

دقت داشته و در پی این بودند تا حالت بکاء و غم را در چهره من جویا

شود که هست یا نه....

طَأطَأَ کُلُّ شَریفٍ لِشَرَفِکَم (فرازی ازدعای جامعه کبیره)

#عالم-عامل

عمامه شیطان

عمامه

عمامه در اصل و صحیح املاء آن امامه است منتها حسب

رواج بدین شکل نگارش در عرف ما چنین بهره می بریم.

عمامه ای که طلبه حوزه علمیه شیعه بعد از حدود پنج سال

تحصیل بدست مقام رفیع مرجعیت بر سر خود گذاشته

و اصطلاحا ملبس می گردد بر دو رنگ سیاه(مخصوص-

سادات) و سفید( غیرسادات یعنی کسی که والداش از

پشت در پشت پدری اولادپیغمبر و ائمه(علیهم السلام)

نیست والا بسیاری مردم در بستگان و نسل قبل خود از

سادات مونث دارند و عملا ایشان نیز فرزند تنی و فیزیکی

اهل بیت(علیهم السلام)هستند اما سید نه) می باشد.

شکل بستن آن با آنچه میان ملایان عامه استفاده شده

و بر بالای پیشانی و موازی فرق سر چین هایش روی هم

قرار گرفته فرق دارد و این چین ها پرچین وار کل سمت

جلو کله را در برگرفته و با تکه ای از انتهایش که اصطلاحا

تحت الحنک گفته می شود درکمی بالاتر مهارشده تا ازهم

بازنشود.نام این عمامه سحاب هست و حسب اینکه در

روز عیدغدیر خم نبی اکرم (ص)آن را بر راس مبارک

مولای متقیان علی(ع)بسته علما امامیه با استفاده از

آن عملا یاد آور برائت از سقیفه بنی ساعده اند...

سحاب عمامه اولا نزد ائمه و انبیاء الهی(علیهم السلام)

می باشد(شیخ حسن اللهیاری موقع ترک تلبس یک

سری بهانه از خود می تراشیدکه نبی اکرم(ص) البسه

دیگر هم بر تن می کرد پس لزومی در استفاده از

پوشش مرسوم روحانیت شیعه نمی بیند...اما وی

متاسفانه توجه نداشت که سحاب عبا و پیراهن

دشداشه وار وجه اولاء پوشش ایشان(ص)بوده )

شیطان اما قبل از درافتادن به وادی انحراف وقتی

به بهشت عدن خدا مشغول عبادت بود یا ایامی که

با مابقی جنیان در زمین زندگی می کرد(ارض روزگاری

قبل ازخلقت بشرمحل تجمع و سکنای اجنه بوده است)

سحاب بر سر می گذاشت ولی همین مسئله دست آویز

مخالفان روحانیت شیعه شده که در نزدعوام شایعه

کنند:سحاب عمامه شیطان می باشد و آنها نیز بدون

دقت در اینکه ابلیس قبل از بد شدن آن را اختیار

کرده بود از این دستمال سر متنفرمی شوند.

اصلا شیطان صدقه سر همین عمامه و ظاهرصحیح

آخوندی توانست از دست ماموران پروردگار که

حکم داشتند کل طایفه بنلجان از جمله خود او را

بکشند نجات یافته نه اینکه چنین چیزی اختصاصی

وی باشد.

#وال

مذهب کاشفی

مقتل کاشفی

اگر چه حسین واعظ کاشفی توسط مرتضی مطهری مورد نکوهش

قرار گرفته و شیعه شناخته شدن اش در سبزاوار باری سنی

خواندن وی اندرهرات را نقطه ضعف نامبرده شمرده اند

اما نه شوهرخواهر شاعرمعروف جامی بودن فی النفسه جای

در افتادن به دایره منحرفین باشد چه حضرت امام پنجم -

محمدباقر(ع)نیز زنی از عامه در عقد داشت و نه وسط بازی

چنین حسب در امان ماندن از طوفان های سیاست و غضب

حاکمان وقت را توان خلاف شرع شمرد.جایی که همین امام-

معصوم شیعه(ع) صلوات را نثارخلیفه نا حق عباسی در

نوشته و مکتوب می کند...

پس غضب و کنایه مطهری د رحق کاشفی جز ازسطح سواد

پایین خود او اندر مباحث معرفتی بر نمی آمد.

گیرم کاشفی اسماء و اقوال هم افعالی نادر از شهیدان

دشت طف اندرکتاب روضه الشهداء نقل کرده باشد.

کجای آنهادرمغایرت با نفس نهضت حسینی است!؟

و مگرنه اینکه جز یک ذهن ایدئولوژی زده که دغدغه

مجرد ازدین دارد بر ناحیه طرح آن حساسیت و طبعا

طمع درحذف و رداش از مجالس شیعه می یابد....

آری: چون صد آمد نود هم پیش ماست و جویندگان

پست این رقم درشت و زیر و روکشان احوال اش جز

خردی خویش را فریاد در گوش تاریخ و وجدان های

بشری نکنند...

(جالب اینجا است که با رجوع به اسنادساواک شاه و...

مطهری خود به گونه ای عمل کردکه تشخیص انقلابی

بودن او تا اواخردهه50 آسان نبوده است...در این باب

رجوع شود به خاطرات پرفسورسید حسین نصر نیز

احوال استادش علامه طباطبایی(رحمت الله علیه))

درجنبه فرد کاشفی بقول استادحجت الاسلام و

المسلمین رسول جعفریان:او از سنیان دوازده-

امامی است

تامردسخن نگفته باشد...عیب وهنرش نهفته باشد

قطعه کودکان

قطعه کودکان بهشت زهرا

تقدیم به هرآن والدینی که چون من اولاد از دست داده...

لیلای شهرخاموش...چشمان گشته مدهوش

رفتی و باز خواندی....یادم تو را فراموش

بی هر نوا و چاوش...صوت تو مانده برگوش

زنگی چنین ز عشق است...بر روزنم چو درپوش

پا را مکش غزل جوش...خم خانه ات همه نوش

هرشب مرا چنان دوش...بندی و جنس پاپوش

سروده شیخ سعیدحریری اصل.مهرگان1401ش

کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ

ایران جان

طالقانی بر مزار مصدق

تقدیم به ایران جان.سروده سعیدحریری اصل:

ذیل همین سرسر ا راجب ملک منی

پیش دو چشمم یقین نور ضیاء و تنی

کرد و بلوچ هم عرب گیلک بل ارمنی

کمپ گل فارسی عارف بر هر فنی

آذری یا اهل طوس لر به صفا متقنی

زور خوش عزیزاهل حق خیل چنین گلشنی

نازک مازن سرشت سیب گلاب سروری

باقی ملک ری و بند قم آن مدفنی

کاشی فیروزه فام اصل صفا حتمنی

در بر بحرخلیج ساکن خوش منظری

گوش به گوش جهان با همه گردمپری

هموطن ازحتم من تو به یقین بهتری

اهل خلاف

شیر پرچم ایران

(گرامی بادنهم ربیع الاول1444 هجری قمری)

گنده قوزان زمان هر چه که تخس و تپل اند

اندراقلیم ثمر فاقد شان و سُبُل اند

ساده می گویم ات این قوم به کج رفته تند

همچنان کوه یخی پیش دما بس مغوراند

هم بسفتند در اقسام و فراخ اش سخن اند

(باضمه بر روی حرف س و خ از کلمه سخن بخوانید)

لیک بر گاه عمل عاری از کنه و بن اند

مادرشان به خطا باد و پدر بی بته

غیر احاد بشر از پس امثال خود اند

آری از نطفه بد نحسی قدر نخود اند

لیک چون هم زده گند اساسی و کل اند

تقدیم به روح یل باغیرت حضرت فیروز نهاوندی(ع)

سروده طلبه سعیدحریری اصل

ویل للمطففین

عبد الغفار نقشبندی

عبد الغفار نقشبندی امام جماعت عامه مذهبان شهرستان راسک

از استان سیستان و بلوچستان ایران درسخنانی برفراز چوب نماز

جمعه از مهر1401شمسی مدعی شد:(نقل به مزمون) انسان

صحیح و نرمال حتی از ذبح حدود50 گوسفنددر یک زمان و مکان

دلش به دردمی آید و آن را بعنوان کنایه ای نثار نیروهای انتظامی

بکار برد که بر روی افرادی در صحن اصطلاحا عیدگاه بعد نماز جمعه

و مقابل کلانتری نزدیک آن هفته قبل از بیان این حرفها آتش گشوده

و تعدادی از اهل شهر زاهدان را به خاک و خون کشیده اند...

خوب و با این اوصاف باید ازچنین مدعی انسانیت مجرداز هر بحث

عقیدتی جویا شد:چگونه می باشد که امثال تو عمرسعد سر دسته

قصاب های خانواده نبوی و اصحاب ریحانه الرسول(ص) را آن هم

بدون دادن آب که حق شرعی هر ذبیح می باشد بعنوان راوی

حدیث صحیح و امین از جهت انتقال کلام اولیاء اعظم دین حنیف

جایز و بلااشکال می دانید اما درآنجا که چنین افعالی فی نفسه تند

ازسمت مخالفین سیاسی و بر ضدحضرات رخ می دهد حریت اصطلاحا

دربین تان گل کرده مظلوم نمایی از بهرفریب عوام پیش می گیرید...!؟

ویل للمطففین.آیه یک ازسوره مطففین قرآن مجید

طلبه نجفی

پرچم ایران

لابد هر کسی که عقل بر سردارد و مرض ایضا در تن نه

حال وصل به هرکجا و هر چه نیک معنی پرچم حسینی را

که این کمترین طلبه نجفی امروز مهرگان1401ش در

صدر فضای مجازی خود برافراشته می داند.

بدین وسیله اعلام می دارم:اندر هر وضعیت حکمرانی

ملک ایران حالت بنده مفتی مذهبی البته جز غیر سیاسی

و رعیت صرف نخواهدبود.اینجانب هرگز دین را از سیاست

جدا نمی دانم اما با تفکیک آیین و نگاه ایدئولوژیک به آن

از سنه جوانی برچنین موضعی در می رسیدم که نه حامی

نظام جمهوری اسلامی ایران و نه موافق دیگر سلایق سیاسی

مغایرآن باشم.

پس اگر فرای هردین و مرام انسان هستید و مقید به اصول

حریت درباب این کمترین طلبه وابسته به حوزه علمیه نجف-

الاشرف با احتساب همین تبصره قضاوت نمایید.

پاینده بادملک ایران

یدالله فوق ایدیهم

حیدر اموغلی های زمان

(القابی چون مولانا و مولوی دارای بار معنایی بس مثبت حتی

درشان اولیاء اعظم الهی است. ضمن اینکه بنده به حمدالله

اصلا معتقد به مذهب هاشم زهی نیستم که بخواهم

چنین چیزی را به ابتدای اسم او بچسبانم یا مصلحت سیاسی

سبب آن شود(کنایه از کنش اکثر اصلاح طلبان در این باب))

خوب حالا این آقای عبدالحمیداسماعیل هاشم زهی بعنوان

مفتی صرف جماعت عامه درجنوب شرق مملکت ایران را

درنظرداشته باشید که به بطن وقایع تند سیاسی ابتدای

مهر1401ش چگونه و نزد همه از نظام گرفته تا اپوزسیون

با تمام درگیری فی ما بین محترم شمرده می شود!؟ و واقعا

فکرمی کنم تنها بشر راه یافته به صدا و سیما کشور است که

در رسانه های معاندحاکمیت هم ستوده شده حتی فرای

بحث مذهبی به دیدار پادشاهان سعودی می رود که دشمنی

آنها با ملیت ایرانی اظهرمن شمس است...

هرگز و از هیچ طرفی زیرذره بین برده نشده و اصلا هشدار

جدی و بازداشت موقت درقالب زندان را تجربه نکرده...

اما تک تک مراجع شیعه مستقل ازحکومت های عهد غیبت

امام عصر(عج) حداقل یک زخم کاری یا فشارعصبی از چنان

ناحیه هایی را یادگاردارند

نمونه بارزش رفتار زشتی که بواسطه حیله گری امثال مهدی-

خزعلی شیرین نجفی و...درحق مرحوم روح الله زم صورت

گرفت... چون می خواستند خون او و سبب گیر افتادنش را

آیت الله سیدعلی سیستانی (دامت برکاته) و دفترایشان در

نجف الاشرف جا بزنند و...هر چند این توطئه کثیف با درایت و کار-

دانی آیت الله سیدجوادشهرستانی(حفظه الله) خنثی شد...

انسان متین وقتی روی این نکات اجتماعی و روانشناسی دقیق

شود دست پنهان جریان فراماسونری سعودی نیز اردوی دول

مسلط شرقی یعنی چین و روسیه را بر روی کلیت آن حس کرده

به اینجا می رسد که صرف داشتن سوادطلبگی دانشگاه یا

حب میهن همچون شهید میرزاکوچک خان جنگلی نباید سبب

شود تا با تناب پوسیده اینها که الحق لقب حیدر اموغلی های

زمان بر آزنده ایشان هست درچاه خلا سیاست غیرمتقی

رود .هرچند وضعیت بد اقتصادی اکثرمردم داخل کشورنیز

رفتارهای ابلهانه نو اصولگرایان دست راستی جمهوری اسلامی

(مرادم اصولگرایان سنتی چون موتلفه و همفکران آقای علی -

لاریجانی و...نیست قصد مثل علی اکبر رائفی پور و...اند)

بهانه و علت درست جلوه دادن چنان موضعی شمرده شود.

نگه ای سردار جنگل تکیه گاه روشن من

هنوز با زخم تن تو داره می سوزه تن من

رضوان الله علیه

فقیه عالیقدر

مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری

إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً

جناب حجت الاسلام سید محمد علی موسوی متقی

در کمال تاسف شاهد لحن سخیف و قضاوت عجولانه

حضرت عالی به حق دیدگاه فقید سعید فقیه عالیقدر-

شیخنا آیت الله العظمی حسینعلی منتظری(ره) اندر

باب باغ فدک و وضعیت تملک آن قبل و بعد ازشهادت

حضرت صدیقه طاهره(س) به داخل برنامه ای با عنوان:

تلخ تر از عاشورا در شبکه جهانی امام حسین(ع) بودم

آیا شما از آخرین موضع گیری وصیت گونه آن عالم

ربانی با مهر و رسمی نسبت به کلیت آراء و آثارسابق

خویش پیرامون ماجرای حضرت زهراء(س) پس از

شهادت نبی اکرم (ص) نیز رفتار سران سقیفیه بنی-

ساعده اطلاع دارید!؟

باورم این است خیر.چه اگر چنین بود با دهان

گشودن بدان سان سطح علمی و آبروی انسانی نیز

رسالت اسلامی خود را به چالش نزد مخاطب نمی کشیدی.

ایشان در آن متن که ازطریق مسئولین دفتربه کوچه 12

خیابان شهیدمحمد منتظری قم المقدسه و فرزندارشد

حجت الاسلام و المسلمین آقای احمد منتظری(دامت برکاته)

قابل پیگیری می باشد هرگونه تعارض خود با روایت رایج

بین روحانیت اصیل امامیه درباب نحوه غصب اموال نیز

وضعیت شهادت و فرجام میراث آن صدیقه طاهره(سلام -

الله علیه)هم اقراربه رکن رکین برائت از سه غاصب

حق علوی را ابرازنموده و پس بر شما واجب است ضمن تحقیق

بیشتردراین باب و یافتن آنچه بنده درسنوات گذشته ملاحظه

نموده ام نسبت به اصلاح در آمده از لسان خود و به همان برنامه

و رسانه اقدام فرمایدحسب وظیفه شرعی ذیل عنوان حق الناس

#حاج-شیخ

اصلا نباز!؟

جمکران

هیچ جوانمردی به زورآزمایی کسی که چشم دست و پای

او بسته است نمی رود! اماچنانکه امروزمهر1401ش و به

عین درکانال های ماهواره ای منتسب به اپوزسیون رواج

دارد شاهدیم داعیه داران آزادی فردی و اجتماعی هنوزبه

قدرت سیاسی در داخل مملکت ایران دست پیدا نکرده

جهت نه تنها عوامل حاکمیت حتی از بهرکسانی که بی طرفی

پیشه کرده و اصطلاحا وسط بازلقب گرفته اندچنگ و دندان

نشان داده ایشان را منفعت طلب یا شخصی بی غیرت و...

جا می زنند.

درحالی که چه در جنبه ملی صحیح و چه دینی راست چنانکه

اندر کنش کوروش کبیر(ره) و رسول اکرم (ص) شاهد

هستیم کسانی که به متن غوغای سیاسی پشت در بسته

و خلوت شخصی پناه می برند در حرمت و به امان هستند.

با استناد بر همین رفتار شیرهای بی دندان و بخشی ازمخالفین

نظام حاکم که عملا جیره خوار سعودی و فراماسونری هستند

می گویم که : ای ملت من طفلک های نازنین خود را به مقابل

گلوله و گارد انتظامی دولت نفرستید!؟چه از بدترین مرگ های

عالم مطابق موازین شیعه قتیل الحمارشدن هست پس باز

شنوید: والله بالله و تالله که دربیان آن هیچ نو تقیه و

منفعت شخصی را ملاک قرار نمی دهم قسم به این امامه سحاب

و عبای پیغمبر(ص) که برس رو دوش ام است خون جوانان این

وطن را تنها در راه اقامه حکومت مهدی موعود(عج) نیزدفاع از

صرف مرزهای کشورهم اقامه و ترویج شعائرعقیدتی تشیع

شایسته ریخته شدن بر زمین می دانم وبس

(اینکه بیننده متن طرفدارچه سلایق هم جریان سیاسی و

اجتماعی هست از جنبه شرعی رجوع به نخبه متقی داده شده

تشخیص آن بر عهده خود فرداست یا امین وی و حتی می تواند

کسی چون بنده فی الحال هیچیک از نحل و جریان های موجود

را واجدشرایط آن نشناخته سکوت پیشه کند.پس بی تفاوتی

نسبت به مسائل سیاسی نماد بی رگی و عدم غیرت فرار از

مسئولیت اجتماعی صرف نیست...)

فقط برای یک تار موی کودکی که قرار است ازآن313تن

باشد انشاء الله و بقیه اش به درک ازجمله همه هستی

این فدوی.پس بگذار آنکه در این حلقه نیست به نام

دفاع ارزشها خیالی واق واق کند و به میان خواب و بیداری

خود پاچه ما گیرد چه غم! بقول سیدنا آیت الله العظمی-

حسین بروجردی(ره):دفاع از احکام خدایی را با بهانه

تمسخرمردم ترک نکنید.

القصه: وسط باز عصرغیبت منجی(عج) مساوی اصلا نبازاست

دخیلک یا صاحب الزمان(عج) من فتن آخرالزمان

احراق بیت

(ایام احراق الدار در ابتدای ربیع الاول بر محبان حضرت مادر(س) تسلیت)

بر گذر روزگارغبطه مخور هوشیار...کین همه برگ خزان جمله به احیاء رسد

ساعتی از وقت حشر نوبت تابنده نشر...آدم خاکی شده بر سر سودا رسد

غافل از این نیستم قبر و عقابش حق اند...لیک ولایت مدار حتم به اولا رسد

گرد علی گرد و گو باز براین صوت خوش...رفض عدو تو برگنبد مینا رسد

کین خود آن یادگار مانده در انجام کار...رسته از ناکثان جانب آقا رسد

بوی تفضل بنا است می شنوی هوشیار...مرد برائت یقین بر عدنش1 پا رسد

آنکه جلو ماند و بود جوشن او بی زوار...روز احد درنرفت چون که به اعلاء رسد

بز به کدامین سبب آخته صخره ها است...لعنتی بی شرف زود به آنجا رسد2

ختم رسل را گرفت حلقه جهال3 سخت...رزم فتا4 پیشگان لیک به غوغا رسد

نقره رکاب و نگین از قبل اعظمی5...دست سلیمان کجا جانب بالا رسد6

سروده طلبه سعیدحریری اصل ربیع الاول1444قمری

1.بهشت عدن 2.عمر خطاب:فرار کردم از غزوه احد مانند بز کوهی

3.مشرکان مکه درغزوه احد

4.لافتی الی علی لاسیف الی ذوالفقار

5.انگشترساخته دست خدا یعنی تمثیل شاعرانه ازمقام علی عالی اعلاء(ع)

6.دست حضرت سلیمان باهمه شرف هرگزلیاقت پوشیدن جواهرخدایی ندارد

اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما

وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة

تارخ

امین تارخ

از برای عزیز سفر کرده استاد امین تارخسروده سعیدحریری:

صبح ما تاریک و روز ما تاریک تر...ماه هم در این میان باریکتر

اختری که جور اخگر می کشید...پرتو اش سو سوزنان نا چیز تر

غربت آن دم که می نامم غروب...بین شاماتی چنان چالاک تر

وای دنیا رو سیاهم کرده ای...مرگ نزدم بس ثمین و پاک تر

(مصرع نخست بر گرفته از آخرین پیغام آن شادروان هست

پس از وقایع اجتماعی آخر شهریور1401ش).روحش شاد

اللهم عجل فی فرج صاحب هذا الامر

#الفاتحه

حضرت سروش!؟

محمد امجد

وقتی محمد بن محمود امجد لقب حضرت را به جناب عبد-

الکریم سروش می چسباند و با دفاع از موضع وی در امر و

نهی بعض داعیه داران فقاهت شیعی ساکن داخل ایران

به اینترنشنال داد سخن می داد بی اختیارمی بردم سمت

این ضرب المثل:کوری عصا کش کور دگرشود....

سروش آثار و مواضع بیشماری در این پنج دهه گذشته

یادگار گذاشته و طبیعی هست تناقض های بارزی هم

به متن اش قابل استناد باشد که خاصیت وضعی بشر

غیر معصوم هست.

او که دردهه 60 جزء تمشیت گران فیزیکی ضد زندانیان

مجاهدین خلق و...حساب می گشت به مقطع مذکور داعیه

روشنفکری دینی داشت اما اکنون نمی دانم داخل مرام وی

که حتی وحی به پیغمبر(ص) را زیرلحاف رویا برده چه اسلوبی

جریان دارد جز نفی نظام حق و تکلیف موازی با افکار صاحب-

مثنوی و صوفیان غیرصافی

این اول دفعه ای نیست که ایشان گستاخانه مرجعیت شیعه را

خطاب قرار داده!؟دفعه قبل پیشنهاد هجرت آنها ازسر اعتراض

به آیت الله خامنه ای و افکارش سمت عتبات عراق بیان داشت

و اکنون مخالفت با نظام زیر سیاه سپاه پاسداران را طلب دارد و...

درحالی که این ادبیات نه درشان یک روشنفکر و محقق واقعی

خطاب به علماء مذهبی و نه متناسب با موقعیت اجتماعی فقها

است حتی اگر من مخاطب از وی تقلید نکنم و قبول اش نداشته

باشم .یک روشنفکر واقعی ذیل چتر اصطلاحا گفتگوی دانشجویی

با صاحبان عقاید دیگرگپ می زند و جای امر و نهی آنها مطابق

منطق دیالیکتیک که در زندگی ابراهیم(ع) داخل قرآن هم فرای

مکتب چپ رایج مجاز شمرده حد و ادب سوال صرف را از بهر خود

رعایت می کند.متاسفانه سروشی که مدتها توفیق زدن گپ-

هایی از این دست با امثال فقیه عالیقدر شیخنا آیت الله حسینعلی-

منتظری(ره)درسنوات گذشته داشته امروز جدا از مسیر آن بحث ها

انگار یادش رفته همگی ذیل چنین چیدمان و موازیین طرح می شد

و بس.

من روشنفکر عرفی باید نیک بدانم که خاصیت ذاتی در کنارعدم

احتیاج این عنوان به تخصص صرف با پیشانی نوشت وجدانی خود-

آگاه اگرسخن گفتم نباید فرد متخصص در رشته فقه را با طرح

خط قرمزهایی ویژه و حدود مشخص مقید نمایم چه شاید او با

استناد به قرآن و عترت که ملای شناخت اش حساب می شود

حجتی بین خود و خدا دارد که مثلا فلان حکومت را تحمل کند

همانطور که سیدنا آیت الله العظمی ابوالقاسم خویی(ره) با وجود

زندگی در حکومت سفاک صدام تکریتی(لعنت الله علیه) حفظ

حوزه پر افتخارنجف الاشرف را نخست تشخیص می داد و به

واسطه آن سکوت در مقابل دیکتاتور معاصرش را بلامانع یافت.

خلایق هر چه لایق

تا یادم هست تو مقدسات او را انگولک کردی

طرف هم بر فحشی(بی شعور) جوابت داد که

در عرف و شرع با این مختصات چراغ سبز

داده شده:(148سوره نساء)

لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

درادامه واکنش اما دوزار روی شیخ مذکور

قیمت گذاشتی و آخرقصه بجای پوزش از

صاحب دستگاه حسین(ع) باز بی ادبانه و

با تقلیل این عذر خواهی در حد محبان

واقعی اهل بیت(علیهم السلام) البته به

تفسیرخودت حامد رضا معاونیان را از

آن دایره و به سبک کنایه بیرون انداختی!

لابد در خیال خامت باز آوری که :چه خوب

آخوند رو سمبل کردم

ولی نه بالام جان هر بنده مظلوم ولو بد خدایی

دارد از جمله ملا

حالا اما برو و با امثال حمید رسایی درگیر باش

که قدر همان دو ریال از وجه رایج به اموال

شخصی ات در ایران جهت تو باز نگذاشته اند...

اما به معاونیان کبیر(دامت برکاته) و حقیر

طلبه صغیر چه

خلایق هر چه لایق

پس و با این اوصاف که گفتم واقعیت دارد:

خون حسین(ع) می جوشد

تو بمان

پسر بچه

فقط خواستم بگم:همه عالم فدای صورت ماه تو!

با وجود اینکه می دانم اوضاع ام در این جامعه

چقدرخطری هست و ناکسانی بین لالوها نشسته-

اند تا این عکس و آن خط فدایت شوم را دست آویز

کنند که:دیدید گفتیم آخوندها بچه بازاند....

اما بی خیال داداش کتک خور ما ملسه!؟یک عمر که

دارند از قصه خیالی یا حداقل موردی تجاوز ماها

به طفلک های مردم گپ ها می زنند و همگی مان

را طوسی می بینند...اما دقیقا تو خود بزرگسالی

و با همین حرف ها بسیار ببخشید می کنند مان...

راستی سر درد دلم باز شد و یادم رفت که داشتم

می گفتم:ببین من بخاطر تو هر کاری می کنم پول

و آبروکه سهله حتی جانم را می دهم.فقط به یک

شرط ساده و همیشگی!؟ درس هایت را بخوان

بابا مامان رو اذیت نکن و هرشب جمعه اموات ات

را با فاتحه ای یاد نما منم روش!؟آ آخه می دانی

همگی رفتنی هستم و مرادم از حساس شدن روی

زیبای تو نه استغفرالله و طبق قول بچه های محله

رفتن تو جلدت بلکه اسباب جستن و وصل شدن

به آن رعنایی است که هنر دست او باشی.

ان هو جمیل و یحب جمال

https://www.namasha.com/v/bv7YWvC7

رئوف

مشهد امام رضا(ع)

مصادف با آخر صفر الاحزان1444ق

تقدیم به خواهری که چشم انتظار برادر ماند....سروده سعیدحریری

صحن عتیق بود و نم از برکت خدا...کین بارش دوباره شعرم پا گرفت

سر زد به جمله رواق و کنج انقلاب...کز دست مرحمت اش هم شفا گرفت

حیران که گشت بدید از حریم طوس...طوفان به پا شده و کبریا گرفت

ساکت نماد و ندا داد ای امیر دل...عقل سلیم رونق خود در اقتداء گرفت

فرصت گذشت و نقاره بر خروش آمد...رخصت برای من از ابتدا گرفت

بس جهد کردم چه گویم ز بهر ختم...از غربتش داغ محبان ابتلا گرفت

https://www.namasha.com/v/h1hspNmX

بی طرف بی شرف نیست

فاطیما

قدیم ها و تا آنجا که این کمترین طلبه می داند

فرهنگ حجاب و عفاف ازشیر مادر به فرزندان

انتقال می یافت .همان لبنی که قبل رسیدن

به دهان طفلک با قطره اشک والده در مصائب

آل الله(علیهم السلام) متبرک شده اکسیر-

اعظمی می ساخت که تا آخرعمر کودک هیچ

میلی به از سرانداختن چادر و لچک (مونث)

نیز تراش ازبیخ محاسن(مذکر) نکند...

حالا اما چه بگویم گشت ارشاد!؟

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ

نه این وصله ها را به حقیر بجسبانید و نه از

این عنوان های دهن پرکن ایدئولوژیک بترسانید

ای مادرمرضیه(س) من گستاخ را ببخش!؟

اگر به چادرت آویخته ام (کنایه از کسوت

روحانیت و داعیه پررنگ مذهبی)چه هدفم

انشاء الله کشیدن اش و بی آبرویی هردومان

نیست بلکه کشانده شدن با آن را طالب هستم

برهر آن طرف که تو خواهی چه خدا خواهی و بس

راستی ببین طبق سنت ات درکف ندارم سنگ

من با کس ندارم جنگ من زیرا خوشم با دلستان

پس هیچ خیال و اصلا شرمم نیست که این

اربابی از سر تنفیذ سرکار علیه برگیتی را رعیت

شورشی عالم با داعیه عوام فریب رندی گدایی

محض خوانند و چنین شرافتی را هم داستانی

با بی شرفان کلاه ساخته از نمد باور متافیزیکی

بر زمانه نامند.

تمنا دارم ات ای الهه من و آناهیتا ی راستین

از چشمک های گاه و بیگاه خود حسب لیاقتم

باز نداری چه به قیمت شماتت هماره بقیه

خام و حتی تا دم مرگ باشد. عین آن خواهر

باکره مان یکی از هزاران دخترت برنادت-

سبیرو که روحش شاد.

اغیثینا ایا زهراء سلام الله علیه

https://www.namasha.com/v/KwrDZbSC

معرفت یا منفعت!؟

حسن عباسی

هدف دو آدم نیز بیشتر درایجاد گفتگو ودیالوگ

یا رسیدن به معرفت مشترک است ایضا منفعت.

البته درمورد دوم شاید یکی دیگری را اسکول

فرض کرده دنبال استفاده ابزاری از وجود او

با نیت تسلت بر کل آن ثروتی باشد که جسته.

اهل سیاست خود را درموضع معرفت جا زده

پی جوی حمایت ملت هستند از بهر داعیه پیش

برد اهداف ملی مذهبی و...

اما وقتی با شاقول و شاخص های همین معرفت

به ایشان نگاه کرده و موردآنالیزشان قراردهیم

می بینیم که چه منفعت طلب های قهار و پیش

قدمی هستند...

تندرویان دست راستی نظام حاکم حسن عباسی

را پیشوند دکتر می بندند عین مخالفین افراطی

نفس حاکمیت یعنی سازمان مجاهدین خلق

البته به روایت مسعودرجوی که عزیز فولادوند

را به چنین جایگاهی نشانده پسوند معلم

ایدئولوژیک داده اند و امروز درمهر1401ش

جوانان ملت ما را ازد و سو به خیابان کشانده و

به جان هم انداختند...

حسن عباسی و عزیزفولادوند دو نقطه مقابل

هم نیستند ملت !؟دو بی سواد مخصوصا از

جنبه مذهب حقه تشیع می باشند که حاصل

اشتباهات آنها و چپگرایی ایشان به امروزی

کشیده که ما از نتایج انقلاب شکوهمند

اسلامی سال1357ش بی بهره ایم.

لذا فاش می گویم و از گفته خود دلشادم:

من یک تارموی ریش شهید آیت الله شیخ قاسم-

اسلامی و زنده یاد حسن جمالی را با کل هیکل و

تشکیلات وابسته به این بشر نما ها مشترکا

عوض نمی کنم.

خواهشا

دست بچه هایتان را گرفته به خانه ببرید تا فردا

درقطعه شهدای بهشت زهراء این یا خاوران و

زندان اوین آن پی ایشان نگردید.

#چپول

https://www.namasha.com/v/cGMmDiCZ